تبليغاتX
دلم برای صیادم تنگ شده _ دلدادگان کربلا

دلم برای صیادم تنگ شده _ دلدادگان کربلا

می رویم تا انتقام سیلی زهرا را بگیریم- یاد آن روزهای بی ر یا بخیر

آقا پس کی میایی؟

ای پاکتر ز قطره باران بیا بیا

آقا قسم بجان شهیدان بیا بیا

این جمعه هم گذشت تو اما نیامدی

دیگر نمانده طاقت هجران بیا بیا


پیشاپیش میلاد با سعادت منجی عالم بشریت حضرت مهدی روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه بر عاشقان آنحضرت را تبریک عرض می نماییم.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 1:10  توسط رزمندگان پایگاه مقاومت شهید صیاد شیرازی  | 

دعای فرج یا دعا برای اعتقادمان؟

مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)،

دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت

تا ظهور او می باشد.

عرشیان خاکی

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 19:12  توسط رزمندگان پایگاه مقاومت شهید صیاد شیرازی  | 

خاطره‌ مقام معظم رهبري از شهيد چمران

بنده اول جنگ رفتم اهواز. اولين بار اين لباس را من شب ورود به اهواز پوشيدم؛ معمول هم نبود آن‌وقت معممين لباس نظامى بپوشند!

من ديدم لباس سربازى را ريخته‌اند آن‌جا؛ با مرحوم چمران رفته بوديم و از تهران هم يك عده با ما بودند...

ديدم دارند آن لباس‌ها را مى‌پوشند، به چمران گفتم چه طور است من هم يكدانه بپوشم؟ گفت چي!؟ يكدانه لباس سربازى برداشتم پوشيدم و عمامه و عبا را گذاشتم كنار؛ تفنگ هم داشتم، تفنگ را هم برداشتم.
همان شب ورود ما به عمليات ايذايى عليه دشمن، بنده هم با اين‌ها راه افتادم رفتم، هنوز شايد يك ماه هم از جنگ نمى‌گذشت. پا شديم رفتيم شب تاريك؛ چندين شب متوالى بنده در عمليات ايذايى عليه تانك‌هاى دشمن شركت كردم. آن وقت سپاه تشكيلات خيلى كوچكى داشت؛ ارتش هم در يك جاهايى مستقر بود. تحركى نبود در ناحيه‌ى اهواز، يك عده داوطلب، چه سپاهى، چه آن گروه داوطلبينى كه ما داشتيم با مرحوم چمران در اهواز، راه مى‌افتادند شبانه مى‌رفتند تانك‌هاى دشمن را يكى دو تا سه تا با آرپى‌جى مى‌زدند؛ چند نفر هم كلاشينكف به‌دست، اين‌ها را حفاظت مى‌كردند؛ رفتم ديدم عجب دنياى جديدى است.
ديدار با طلاب و روحانيون عازم جبهه

راوی: ساجد

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 21:16  توسط رزمندگان پایگاه مقاومت شهید صیاد شیرازی  | 

قسمتی از نیایشهای شهید چمران

اینها را به نیت آن ننوشته‏ام که کسی بخواند، و بر من رحمت آورد، بلکه نوشته‏ام که قلب آتشینم را تسکین دهم، و آتشفشان درونم را آرام کنم.
خدایا! ما را ببخش، گناهانی که ما را احاطه کرده و خود از آن آگاهی نداریم، گناهانی را که می‏کنیم و با هزار قدرت عقل توجیه می‏کنیم و خود از بدی آن آگاهی نداریم.
خدایا! تو می‏دانی که تار و پود وجودم با مهر تو سرشته شده است. از لحظه‏ای که به دنیا آمده‏ام، نام تو را در گوشم خوانده‏اید، و یاد تو را بر قلبم گره زده‏اند.
تو می‏دانی که در سراسر عمرم، هیچ‏گاه تو را فراموش نکرده‏ام، در سرزمین‏های دوردست، فقط تو در کنارم بودی، در شب‏های تار، فقط تو انیس دردها و غم‏هایم بودی، در صحنه‏های خطر، فقط تو مرا محافظت می‏کردی، اشک‏های ریزانم را فقط تو مشاهده می‏نمودی، بر قلب مجروحم، فقط یاد تو و ذکر مرهم می‏گذاشت.

خدایا! عذر می‏خواهم از این که، به خود اجازه می‏دهم که با تو راز و نیاز کنم، عذر می‏خوهم که ادعاهای زیاد دارم، در مقابل تو اظهار وجود می‏کنم، درحالی که خوب می‏دانم وجود من زاییده ارادة من نیست، و بدون خواسته تو هیچ و پوچم.
عجیب آنکه از خود می‏گویم، منم می‏زنم، خواهش دارم و آرزو می‏کنم.

اگه بیشتر می خوای با راز و نیازهای شهید چمران آشنا شویِ کلیک کن

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 19:23  توسط رزمندگان پایگاه مقاومت شهید صیاد شیرازی  | 

براى تثبيت در دين، اين دعا را بخوانيم

چنان چه ابتداى صراط كه بر روى جهنّم است ـ كه «أَدَقُّ مِنَ الشَّعْرِ وَ أَحَدُّ مِنَ السَّيْفِ.»(1)؛ (باريك تر از مو، و تيزتر از شمشير است) ـ از همين دنيا باشد ـ كه چنين است ـ با كم ترين غفلت ولو يك آن و يك لحظه از آن مى افتيم، و اگر افتاديم ممكن است تا به آخر برويم؛ لذا بايد براى تثبيت در دين و بودن بر صراط مستقيم اين دعا را در زمان غيبت همه بخوانيم كه:«يا اللّه  يا رَحْمانُ يا رَحِيمُ، يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ، ثَبِّتْ قَلْبِى عَلى دِينِكَ.»(2) اى خدا، اى رحمت گستر، اى مهربان، اى زير و رو كننده ى دل ها، قلب مرا بر دينت استوار و ثابت بدار.

وقت خواندن اين دعا همين روزها(3) مى باشد. اگر اين روزها اين دعا را نخوانيم پس كى مى خواهيم بخوانيم؟!

1. كافى، ج 8، ص 312؛ امالى صدوق، ص 177؛ تفسير قمى، ج 1، ص 29، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 6، ص264.
2. بحارالانوار، ج 52، ص 148؛ ج 92، ص 326؛ اعلام الورى، ص 432؛ كمال الدّين، ج 2، ص 351؛ مهجّ الدعوات، ص 332.

3. يعنى همين چند روز دنيا.

 

عرشیان خاکی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 23:5  توسط رزمندگان پایگاه مقاومت شهید صیاد شیرازی  | 

راه مقابله با كفّار

بزرگان ما هر چه به ما گفتند: با كفّار محبّت و مودّت نداشته باشيد، با آن ها هم پيمان نشويد، آن ها را يارى و تقويت نكنيد، گوش نكرديم، و حالا هم شنيده شده كه كفّار گفته اند: اوضاع مسلمان ها دست ما است.
چه كار بايد كرد؟ به حسب ظاهر هيچ كارى لازم نيست مگر اين كه مسلمان ها در يك جا جمع شوند و تصميم بگيرند بلاد اسلاميه با كفار رابطه نداشته باشند.رابطه ى ما با آن ها رابطه ى مملوك با مالك است: «عَبْدًا مَّمْلُوكًا لاَّ يَقْدِرُ عَلَى شَىْ ءٍ»(1)؛ (بنده ى مملوكى كه توان انجام هيچ چيزى را ندارد.) آيا ذلتى از اين بالاتر؟!

الآن ميان ما شش سال جنگ(2) است، از يكى از رؤساى لشكر دولت عراق نقل شده كه گفته است سيزده سال قبل از شروع جنگ خبر داشتيم كه بغداد براى جنگ با ايران ولى به اسم جنگ با اسراييل، اسلحه خريدارى مى كند! واقعا چرا ايرانى ها را بدون هيچ گناه و جرم از عراق بيرون كردند، جز براى مقدّمه سازى براى جنگ با ايران؟! قطعا عراق هم محرِّك دارد، با كدام پول و از چه كسانى اين همه اسلحه خريدارى نموده، آيا بدون مُحَرِّك و پشتوانه و كمك امكان دارد كه چنين جنگ و خونريزى را به راه اندازد؟
بيدار نيستيم، بيدار نمى شويم، كه در خوابِ غفلت به سر مى بريم. معلوم مى شود لايق نيستيم كه رييس و رهبر و امام ما غيبت نموده است.

1. سوره ى نحل، آيه ى 75.
2. اشاره به جنگ عراق عليه ايران.

 

عرشیان خاکی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 0:15  توسط رزمندگان پایگاه مقاومت شهید صیاد شیرازی  | 

پایی که قطع شد و...

به همراه تيم تخريب وارد ميدان مين شدم. بچه ها با شور و شوق فراوان براي باز كردن معبر دست به كار شدند. ناگهان يكي از بچه هاـ شهيد دادرس ـ رفت روي مين و پاهايش قطع شد. با آن كه از درد به خود مي پيچيد، صدايش در نمي آمد. مي گفت: كل گردان پشت سر ماست، اگر صدايم را بشنود روحيه شان تضعيف مي شود.

ساجد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 17:6  توسط رزمندگان پایگاه مقاومت شهید صیاد شیرازی  | 

هر چه هست از قامت ناسازِ بى اندام ما است!

يكى از رفقاى جلسه اظهار داشت كه در محلّى بسيار باران باريده و سبب جارى شدن سيل و از بين رفتن كشت و مزارع شده است. حضرت استاد ـ مدّظلّه ـ فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ»(1) خداوند هرگز اوضاع قومى را تغيير نمى دهد، تا اين كه خود آنان آن چه را كه دارند تغيير دهند. «هر چه هست از قامت ناساز بى اندام ما است!» تا ما، ناجور نشويم، آن چه از بالا بر سر ما نازل مى شود، ناجور نمى شود، بلكه كارى مى كنيم كه باران رحمت بر ما نقمت و عذاب مى شود!
1. سوره ى رعد، آيه ى 11.

عرشیان خاکی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 23:18  توسط رزمندگان پایگاه مقاومت شهید صیاد شیرازی  | 

سلام بر مادر گمنام شهدای گمنام.

و باز دوباره فاطمیه.
و باز دوباره کوچه‌های بنی‌هاشم.
و باز دوباره شب‌های غریب مدینه.

نمی‌دانم چه سرّیست در فاطمیه، که زبان و قلم را در انتقال احساس‌های فاطمی قاصر می‌کند.

وقتی به فاطمیه فکر می‌کنم، کلماتی در ذهنم شکل می‌گیرد؛
ولایت،
ایثار،
غربت،
مظلومیت،
شهادت،
و واژه‌ای حزین؛... گمنامی.شهید گمنام

و این واژه حزین، مرا به یاد گوشه‌ای از بهشت روی زمین می‌اندازد؛ قطعه شهدای گمنام.

شهدایی که با تأسی از مادر پهلو شکسته‌ی خویش، گمنامی را برای نام و نشان خود برگزیده‌اند.

 

 

 

 

در قطعه شهدای گمنام، بارها مادران و پدران و همسرانی را که گذر عمر و داغ فرزند یا همسر، قامتشان را شکسته است دیده‌ام.

منتظرانی که هنوز چشم انتظار تکه استخوانی و یا حتی پلاکی از عزیز خود هستند و پریشان احوال از اینکه مزاری از عزیزشان ندارند تا موقع دلتنگی و سختی و غم زمانه برایش دردلی کنند و آرامش یابند.

و سلام عالم و عالمیان بر گمنام‌ترین حقیقت هستی، مادر همه شهیدان گمنام، زهرای مرضیه (سلام الله علیها).

و خدایا...؛ رقصی چنین میانه میدانم آرزوست.

 

بچه های قلم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 19:29  توسط رزمندگان پایگاه مقاومت شهید صیاد شیرازی  | 

حضور بیش از ده ملیون نفر در مراسم تدفین امام

مگر اندیشه و خـوبى و معنویت و حقیقت مى میرد ؟ روز و شـب پانزدهـم خرداد 67 میلونها نفر از مردن تهران و سـوگوارانى كه از شهرها و روستاها آمـده بـودند ، در محل مصلاى بـزرگ تهـران اجتماع كردنـد تـا بـراى آخـریـن بـار با پیكر مطهر مـردى كه بـا قیـامش قـامت خمیـده ارزشها و كرامتها را در عصر سیاه ستـم استـوار كرده و در دنیا نهـضتـى از خـدا خواهى و باز گشت به فطرت انسانى آغاز كرده بود ، وداع كنند.
هیچ اثرى از تشریـفات بـى روح مـرسـوم در مراسـم رسمى نبـود . همه چیز، بسیجى و مردمى وعاشقانه بـود. پیـكر پاك و سبز پوش امـام بـر بـالاى بـلنـدى و در حلـقه میلیـونها نفـر از جمعیت مـاتـم زده چـون نگینى مى درخشید . هر كس به زبان خویـش با امامـش زمـزمه مى كرد و اشك مـى ریخت . سـرتاسـر اتـوبان و راههاى منتهى به مصلـى مملـو از جمیعت سیاهپوش بود .

پـس از آنـكه مراسـم تـدفیـن به علت شـدت احسـاسات عـزاداران امـكان ادامـه نیافت ، طـى اطلاعیه هاى مـكرر از رادیـو اعلام شـد كـه مـردم بـه خانه هایشان بازگردند ، مراسـم به بعد مـوكـول شــده و زمــان آن بعـدا اعلام شد . براى مسئولیـن تـردیـدى نـبـود كه هر چه زمان بگذرد صـدها هزار تـن از علاقه مندان دیگر امـام كـه از شهـرهاى دور راهـى تهران شده اند نیز بر جمعیت تشییع كننـده افـزوده خـواهـد شـد ، ناگزیر در بعدازظهر همان روز مراسم تـدفین بـا همان احساسات و بـه دشـوارى انـجـام شـد كـه گـوشـه هـایـى از این مـراسـم بـوسیـله خبرنگـاران بـه جهان مخابره شـد و بدین سان رحلت امام خمینـى نیز همچـون حیاتـش منـشاء بیـدارى و نهضتـى دوباره شـد و راه و یادش جاودانه گردید چرا كـه او حقیـقت بـود و حقیقت همیشه زنـده است و فناناپذیر .

شهید آوینی

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 9:3  توسط رزمندگان پایگاه مقاومت شهید صیاد شیرازی  | 

پـرچمهاى عزا در سوگ سید روح الله

پـرچمهاى عزا بـر در و دیـورا شهر آویخته و آواى قرآن از تمام مساجد و مراكـز و ادارات و مـنازل بگـوش مـى رسیـد . شـب كـه فـرا رسیـد هزاران شمع بیاد مشعلـى كه امـام افـروخـته است ، در بیابـان مصلـى و تپه هـاى اطـراف آن روشـن شـد . خـانـواده هـاى داغدار گرداگرد شمعـها نشسته و چشمانشان بر بلنداى نـورانـى دوخته شـده بود .
فریاد یا حسیـن بسیجیان كه احساس یتیمى مـى كـردنـد و بــر سـر و سینه مـى زدنـد فـضا را عـاشـورایـى كرده بـود . بـاور اینـكـه دیـگر صداى دلنشیـن امام خمینـى را در حسینیه جماران نخـواهند شنید ، طاقتـها را بـرده بـود . مـردم شـب را در كـنار پیـكـر امـام بـه صبـح رسانیدند .

راوی:شهید آوینی

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 9:1  توسط رزمندگان پایگاه مقاومت شهید صیاد شیرازی  | 

انتظار فرج از نیمه خرداد كشم

شگفت آنكه امام خمینـى در یكـى از غزلیاتـش كه چنـد سال قبل از رحلت سروده است :

انتظار فرج از نیمه خرداد كشم . سالها مى گذرد حادثه ها مى آید.
 ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سیزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 لحظه وصال بـود . قــلبـى از كار ایستـاد كه میلیـونها قلــب را بـه نور خدا و معنـویت احیاء كرده بـود . بــه وسیله دوربین مخفـى اى كه تـوسط دوستان امــام در بیمارستان نصب شده بـود روزهاى بیمارى و جریان عمل و لحظه لقاى حق ضبط شده است. وقتى كه گوشه هایـى از حالات معنوى و آرامـش امام در ایـن ایـام از تلویزیون پخـش شـد غوغایى در دلها بر افكند كه وصف آن جــز با بودن در آن فضا ممكـن نیست . لبها دائمـا به ذكـر خـدا در حـركت بود.
در آخرین شب زندگى و در حالى كه چند عمل جراحى سخت و طولانى درسن 87 سالگى تحمل كرده بود و در حالیكه چندیـن سرم به دستهاى مباركـش وصل بـود نافله شب مى خـواند و قـرآن تلاوت مـى كرد . در ساعات آخر ، طمانینه و آرامشى ملكـوتـى داشـت و مـرتبا شـهادت بـه وحـدانیت خـدا و رسالت پیـامبـر اكرم (ص) را زمـزمه مـى كـرد و بـا چنیـن حــالتى بـود كه روحـش به ملكـوت اعلى پرواز كرد . وقتى كه خبر رحلت امــام منتشر شـد ، گـویـى زلزله اى عظیـم رخ داده است ، بغضها تـركیـد و سرتاسر ایران و همـه كانـونهایـى كـه در جـهان بـا نام و پیام امام خمینـى آشـنا بـودنـد یــكپارچه گـریستند و بـر سر و سینه زدنـد . هیچ قلـم و بیـانـى قـادر نیست ابعاد حـادثه را و امواج احساسات غیر قابل كنترل مردم را در آن روزها تـوصیف كند.


سید شهیدان اهل قلم

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 10:10  توسط رزمندگان پایگاه مقاومت شهید صیاد شیرازی  | 

گنهکاریم ولی دل به تو بسته ایم

از کثرت گنه نفسم بی اثر شده

 

با ذکر و یاد تو مگرش با اثر کنم

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 9:41  توسط رزمندگان پایگاه مقاومت شهید صیاد شیرازی  | 

کوتاه از شهید بروجردی

شهيد بزرگوار حضرت حجت‌الاسلام والمسلمين محلاتي در وصف وي مي‌گويند:
به قدري متواضع بود كه هيچگاه «من» نمي‌گفت و از خود تعريف نمي‌كرد و هميشه به دنبال كار بود. آنچه براي او مطرح بود، فداكاري، ايثار و مبارزه بود. جهاد و فداكاري او در حد اعلي بود و شايد كمتر برادري به قدر اين شهيد در غرب خدمت كرده باشد ... پاك زندگي كرد و پاك از دنيا رفت.
درمقابله با ضدانقلاب و برخورد با نارسايي هاي بي‌دليل و مسامحه و سستي افراد، از خود واكنش نشان مي‌داد و داراي اراده محكم و عشق به ارزشهاي متعالي اسلام بود.»
در زندگي شهيد بروجردي آثار رفاه ‌طلبي و گرايش به ماديات مشاهده نمي‌شد و در سخت‌ترين شرايط با كمترين امكانات به خدمت مشغول بود و همواره خود را مديون انقلاب و امام مي‌دانست.

سردار شهيد حاج محمد ابراهيم همت درمورد نفوذ كلام او چنين گفته است:
«بودند برادراني كه در اثر فشار كار خسته شده بودند ولي بعد از چند دقيقه صحبت با شهيد بروجردي، تمام مسائل آنها حل مي‌شد و با دلي‌ گرم و اميدوار دوباره سراغ كارشان مي‌رفتند ...
ما شاگرد او بوديم. ايشان داراي يكسري ويژگي هاي اخلاقي خاصي بودند كه شايد من در طول زندگيم از كمتر انساني ديدم و ولايت‌پذيري در اين انسان بزرگ، استقامت و پايداري، اخلاق حسنه، خصوصاً در برخوردهاي اجتماعي از ويژگي هاي خاص اوليه اين مرد بود.
او خيلي ساده از خطاي ديگران درباره خويش مي‌گذشت و به اشتباه خود اعتراف داشت و طلب عفو مي‌كرد.»

قسمتي از وصيتنامه   
ما كه جز تكليف كاري ديگر نداريم، اگر ما به اجتهاد خودمان براي خودمان تعيين مسئوليت كنيم اين غلط است.
وصيتم به برادران اين است كه سعي كنند توده مردم را كه عاشق انقلاب هستند از نظر اعتقادي و سياسي آماده كنند كه بتوانند كادرهاي صادق انقلاب را شناسايي كنند و عناصري كه جريان هاي انحرافي دارند را بشناسند؛ كه شناخت مردم در تداوم انقلاب امري حياتي است.

 راوی:ساجد

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 9:21  توسط رزمندگان پایگاه مقاومت شهید صیاد شیرازی  | 

اگر راست مي‌گوييد خرمشهر را بگيريد

آنچه مي‌خوانيد، بخشي از سخنان منتشر نشده اين سردار نام‌آور سرزمين‌مان است كه قبل از مرحله چهارم (مرحله نهايي)‌ عمليات بيت‌المقدس در جمع فرماندهان بيان شده است. تكه‌اي از يادداشت‌هاي روزانه‌اش نيز در تكمله اين سخنراني آمده است:

ما ان‌شاءالله به ياري خداوند، با توجهات حضرت ولي عصر (عج)‌ داريم آماده مي‌شويم براي مرحله آخر (صداي ان‌شاءالله جمعيت)‌. اخبار و اطلاعات اين را به ما مي‌گويد كه عراق دارد آماده براي حمله سراسري مي‌شود. لشكر 9 را از خانقين آورده، لشكر 56 را از بالا آورده، لشكر 10 را از دزفول برداشته آورده، همه نيروهايش را از همه جا جمع كرده آورده اينجا. مي‌داند كه ما مي‌خواهيم خرمشهر را بگيريم. خرمشهر الان براي مردم ما يك
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 9:47  توسط رزمندگان پایگاه مقاومت شهید صیاد شیرازی  |